مولوي موٴسس طريقت درويشهاي مولوي است و قونيه تا امروز مقرّ روحاني آنهاست و همهٴ پيران طريق (چلبي) در جوار قبر مولوي مدفون شدهاند.
مهمترين تأليف او مثنوي نام دارد، كه منظومهاي است فلسفي، كاملاً جسته و گريخته و متنوع، در شش دفتر و 26,600 بيت. (در مجموع برابر است با تمام اديسه و ايلياد.) سرودن آن در 1273، به اتمام رسيد.
مثنوي بيان تصوف به صورت موضوعهاي بسيار متنوع است. اين اصول تصوف مطابق معمول شامل بسياري عناصر خارجي، از قبيل نوافلاطوني، مسيحي، و هندي است. يكي از مهمترين مراجع مورد استناد آن ذوالنون مصري (نيمهٴ دوم سدهٴ نهم) است مولوي يك
ديوان غزليات و رسالهٴ منثوري به نام فيهمافيه دارد.
مثنوي، عليرغم عيبهاي مشهود آن، از بزرگترين منظومههاي ادبي جهان است. در نزد ايرانيان تقريباً مقام قدسي دارد و آن را ((قرآن در زبان پهلوي)) مينامند.
يكي از پسران مولوي به نام بهاءالدين سلطان ولد در 1301، منظومهٴ رَباب نامه را نوشت كه مهمترين نمونه از شعر قديم به زبان تركان غربي است.
ب. يهوديان شرقي و سامريان
ابن كَمّونه
عزالدوله سعدبن منصوربن سعد اسرائيلي، معروف به ابن كّمونه، فيلسوف، پزشك، و كيمياگر مسلمان كه در مصر برآمد، مسلمان شد، و در 1277 ـ 1278، درگذشت. او رسالههايي به عربي نوشت: الحكمةالجديدة، دربارهٴ منطق (آيا عنوان كتاب اشارهاي به حكمت اشراق نيست؟)؛ رساله في بقاءالنفس؛ شرحي بر كتاب الاشارات ابنسينا به نام
شرحالاشارات؛ شرحي بر كتاب التلويحات سهروردي (نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم) در 1268 ـ 1269؛ كتابي در چشمپزشكي به نام
الكافيالكبير؛ مطالبي دربارهٴ تلخيص المحصل، كه نصيرالدين طوسي در حدود 1270، از
مباحث المشرقيهٴ فخرالدين رازي (نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم)، تلخيص كرده بود؛
تذكره فيالكيميا. پس از قبول اسلام رسالهاي نوشت و در آن سعي كرد يهود، مسيحيت، و اسلام را مورد بررسي عيني قرار دهد. اين كتاب
تنقيح الاٴبحاث في البحث عن الملل الثلاث نام دارد. مطلبي كه در مقايسهٴ اصول يهوديان رباني و قرائي نوشته شده ممكن است از الحاقات بعدي (قرائي) باشد.
دربارهٴ موفقالدين سامري ¿ فصل طب.